همزاد ( تكراري. ثبت شده در آبان هشتاد و شش)
خیلی
وختا دلم برای او رضایه زمانه جنگ تنگ میشه. یادش بخیر. خدا رحمتش کنه. چه
جوونه شریفو بامعرفتي بود. چقد زبلو با پشتکار . جون می داد برا
کارایی که خیلیا از زیرش در می رفتنو خیلیا هم ادایه انجام دادنشه در
می اووردن. اولین باری که مجبور شد پوتینه جنگو بپوشه چقدر غرغر میکر. می
گف: عامو اینا خیلی سنگینن. از پا میندازنم. همو بوت چینیا بهترن. سبکترن.
اما چاره ای نبود باید می پوشید. پشت بندشم کلاه کاسکت بود که زیره ای یکی
دیگه اصلن نمی رف. می گف: عامو بي خيال ولمون کنین ما که تو ارتش نیسیم. سنگینیش
همهء حواسمه پرت میکنه. تازه مو که تفنگ تو دسم نیس! امدادگرم. فرشید
فضولم می پرید تو حرفاشو می گفت: بچه ننه می میخای بری نایت کلاب که ميخاي تیپ بزنی؟ بوت چینی! نه یه عینک ریبونو یه بلوزبايفوردو یه لی باندو هم بپوش ، میشی عینهو بیتلا. رضا فقط می خندید. قربون اوخنده هات برم. سالهاس
که دیگه نتونسم خنده حسابی به لبام بیارم. از متلك زود كفري میشم. فرق
نمی کنه دوس باشه یا غریبه بعضی وختا يه طوري یقه مردمو می گیرم که انگار
ارث پدریمو ازشون طلبکارم. آخرایه زمسونه پنجاه و نه بود. وقتی اوقد پیله شدم که
رضا بیو بریم دیگه فایده ای نداره داغ كردو شته رق كوف تو گوشمو گف: بی غیرت.
مگه از رو نعشه مو رد شی. مثه ایکه یادت رفته کجا به دنیا اومدیو تو چه
موقعیتی هستی. توهمو موقع ها بود که خوده واقعیمه نشون دادمو شب وخته خواب
دس گذاشتم رو گلوش تا هم خودمه هم خودشه راحت کنم. تا صبح خواب تو چشام
نرفتو بش نگاه میکردم. خاكش کردم تو باغچه حیاطی. کناره درخته انگور و
بوته گل یاسه خوشبوی خونمون. هیچ اشکی براش نریختم. برام تموم شده بود مثه
خیلی چیزایه دیگه. ترکش کردم اما تا حالایه که نتونسم دل ازش بکنم. از
میدون تا بازار جمشید آباد از او طرفم تا لین پونزه رفتم به طرفه بوارده شمالی
تا دمه برجه آب. انگاری هنوز یه چیزایی ازش تو وجودم باقی مونده بود. تو یه سنگره ول گذاشتمه شونو برگشتم از سمته ذوالفقاری تا خوده چوئبده پیاده
کوبیدم. کناره بهمنشیر که رسیدم فهمیدم مو تنها نیسم که خوده حقیقیمو کشتموخاكش کردم. سواره لنج که شدم هنوزم گرميه نفسشه حس ميكردم فكره بلايي كه به سرش اوورده بودم اشکامه در اورده بود . ول كنمم نبود. هنوزم هسسشو دس از سرم برنمیداره.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22:14 توسط سیدرضا موسوی
|